السيد جعفر السجادي

151

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

و - تعلق بر حسب استكمال و اكتساب فضيلت براى وجودثه بر حسب اصل وجود مانند تعلق نفس به بدن نزد اكثر حكما كه گويند تعلق نفس به بدن بعد از بلوغ صورى آن است كه قايل به روحانية الحدوث نفس‌اند و نفوس ناطقه را قبل از ابدان موجود مىدانند و گويند كه نفوس جهت كسب كمال و فضيلت با بدان دنيوى و مادى تعلق يابند . « 1 » تعين - تعين يعنى تقرر در عين و « تعينه » يعنى اصابه بالعين و « تعين الرجل » يعنى او را ديد يقينا و « تعين عليه الشىء » يعنى امر معين همواره لازم او است . از نظر مفهوم فلسفى كلمهء تعين اغلب مرادف با تشخص است . صدرا گويد تعين امور ، غير از تشخص آن‌ها است زيرا تعين امر نسبى است و تشخص امرى نسبى نيست بلكه نحوهء وجود شىء و هويت او است و بالجمله . تعين عبارت از « ما به يمتاز الشىء عن غيره » مىباشد به نحوى كه غير آن را مشاركت در آن امر « ما به الامتياز » نباشد . ما به الامتياز گاه عين ذات است مانند تعين واجب الوجود كه ذاتا ممتاز از ممكنات است و مانند تعينات ماهيات امكانيه و مفهومات عقليه در ذهن كه تعين آن‌ها نيز عين ذوات آن‌ها است و گاه زايد بر ذات است مانند ما به الامتياز كاتب از امى به كتابت كه كتابت امر زايد بر ذات است و وجودى است و گاه ما به الامتياز امر عدمى است يعنى به واسطهء عدم حصول امرى است مانند امتياز امى از كاتب به واسطهء عدم كتابت و گاه مركب از دو امر وجودى و عدمى است و نوع واحد ممكن است متعين به تمام اقسام تعينات باشد . مثلا انسان ممتاز است به ذاته از فرس و به واسطهء صفت وجودى در فردى از افرادش ممتاز است از آن فرد كه متصف به صفت ديگر است مانند زيد رحيم كه ممتاز است از زيد قهار و زيد عالم از زيد جاهل كه امتياز آن‌ها در صفات عدمى است و امتياز كاتب غير خياط از كاتب خياط و غيره و تعينات زايده همه از لوازم وجودات‌اند . « 2 » خلاصهء كلام ملا صدرا اين است كه ما به التمايز امرى زايد بر ذات و براى هر متعيّنى امرى جدا است كه او را از غيرش ممتاز مىكند و آن امر كه ما به الامتياز است زايد بر هر يك از متعين‌ها است مانند امتياز كاتب از امى به كتابت و گاه امتياز متعين به امر عدمى است يعنى عدم حصول آن امر زايد براى آن مانند امتياز امى از كاتب به عدم كتابت پس وجود كتابت براى كاتب ما به التعين است و عدم كتابت براى امى ما به التعيّن است . پس تعين زايد بر ذات متعين گاه وجودى است و گاه عدمى است و گاه مركب از وجودى و عدمى است و ممكن است براى يك نوع همه انواع تعيّنات باشد و مثلا انسان بذاته از فرس ممتاز است و به واسطهء صفتى وجودى كه در فردى از افراد آن باشد ممتاز از غير است و به عبارت ديگر هر فردى از افراد انسان خصوصيتى زايد بر ذاتش دارد كه آن فرد را متعين از افراد ديگر مىكند مانند زيد رحيم كه از عمر و قهار ممتاز است و ممكن است فردى از افراد انسان به صفت عدمى ممتاز از غيرش شود

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 4 ، ص 325 . ( 2 ) همان ، ج 2 ، سفر 2 ، صص 15 - 16 .